ذائقه جات

با خودم عهد بسته ام هرجای این شهر که با نگاهت جگرم را سوزاندی، هرجا که دست هایم را رها کردی و یادت مرا فراموش کرد، هرجا که به ستاره های روشن دلم بی اعتنا بودی و مرا هی زخم زدی و زخم زدی و زخم زدی؛ گلی بکارم و یادت را چنان گلستانی زیبا در خاطرم نقش ببندم ...

نظرات  (۱)

:)
پاسخ:
:))