ذائقه جات

ترسیمات من از آینده با حوادث در حال رخداد این زمان ، به اندازه دو کهکشان فاصله دارند . یکی واقعیت تلخ و دویدن های بی وقفه ، دیگری رویای شیرین و گردشیجات آخرهفته . حالا واقعیت از نوک بینی هم نزدیکتر دیده میشود اما توانایی درک و پذیرش آنها کار هر بنی بشری نیست و من دقیقا همان بشر ناتوانی هستم که برای انتخاب راه میان این دو کهکشان همیشه در حال فرار بودم و مسئولیت های خودم رو از دوش خودم منتقل میکردم به آنجا (!) . حالا ته مانده ی آدمی که سعی داشت نقش افسردگی رو از بین تمام نقاشی های دنیا پاک کند یک چرک مداد پاک کن افسرده باقی مانده است و جان هیچ نقاشی را نجات نداد هیچ ، خودش هم غرق شد . 

نظرات  (۷)

  • امیر عابدی
  • واقعیت تلخ و دویدن های بی وقفه ؟
    یاد"فارست گامپ افتادم"
    تصویر سازی و این مزخرفات ...
    پاسخ:
    فارست گامپ اگر اسم فیلم باشد هنوز ندیدمش !
    تصویر سازی و مزخرفات؟
    چِقَدر، سخته!!! :-/
    واقعاً، هیچی، نفهمیدم! :|
    پاسخ:
    چی سخته؟
    چرا؟! ساده تر از این بگم؟
    آخه، از اون نوشته هاست، که چشم که شروع می کنه، از کلمه اولش دیدن، لب که شروع می کنه خوندن، با هم، روان و زیبا تا تهش، بدون حتی یه مکس کوتاه می رن.. :)
    و اون وسط، آقای استدلال و فهم، جا می مونه! :D
    پاسخ:
    :D
    ممنون از توجهتون :)
    تلخ . 
    پاسخ:
    ...
    خب این اسمش یه جور فنا کردن خود در مسیر فداکاری میشه فکر کنم نه؟!
    پاسخ:
    موقعی که جملات در حال تایپ بودند من به فداکاری فکر نکرده بودم ولی اگه تو بگی حتما میشه همچین برداشتی داشت :)
  • امیر عابدی
  • آره ... از همین کلمه های قلمبه سلمبه که آدم فکر میکنه اگه بگه بقیه به شاخ بودنش پی میبرن !
    + فیلمه ... 1994 ... 14 امین فیلم IMDB
    پاسخ:
    :)))
    +قراره ببینمش!
    عه ، چرا انقدر ناامیدانه ؟!
    پاسخ:
    حس این روزهاست خب متاسفانه :(