ذائقه جات

من همیشه ترس از دست دادن را داشته‌ام ؛ اینکه داشته‌هایم یکجور خیلی ناگهانی از من ربوده شوند و تقریبا به تعداد دفعات زیادی هم با این ترس وحشتناک روبرو شده‌ام اما همچنان این ترس یکجایی در بین اندام‌های بنده لانه/خانه دارد که جسارت روبرو شدن با حقایق را به من نمیدهد . آخرینش همین متلاشی شدن بلاگفای لعنتی بود ؛ جاییکه چند سالی را با آنجا خو گرفته‌ای ، خیلی از حرف‌هایی که نتوانسته‌ای با مردم درمیان بگذاری را ثبت‌موقت کرده‌ای ، یکجورهایی خانه‌ی خودت شده ؛ خانه‌ای که تو صاحب‌خانه آن باشی اما ... نتوانی به اسباب منزل و همسایه‌ها (رفقا) دسترسی داشته باشی . من همچنان ترس دارم ؛ نکند بیان هم به این مهم دچار شود که من دوباره به یک منزل جدید دل ببندم و بیان ، خانه و اسباب را از من بگیرد .../

+ حالِ یک انسان دل خسته‌ای را دارم که به هرکه دل میبندد دیگران او را نمی‌پذیرند !

نظرات  (۶)

این یه ترس مشترکه .. منم همین ترس و دارم اما ته دلم امیدی هست هر چند کم که بقیه ی مطالبم برگرده
پاسخ:
چشم انتظاریم به خبر خوش ... اما ترنج میدونی این بلاگفا هیچ وقت با ما نساخت :|
  • خانوم ِ لبخند :)
  • سلامم زینب عزیزم : )
    خونه ی نو مبارک :*
    اسباب کشی سخته..حالا حالاها طول می کشه تا آدم عادت کنه.. ولی آدم نمیتونه هم دلش یه جایی گیر باشه هم خودش یه جای دیگه باشه! باید انتخاب کرد..سخته اما
    پاسخ:
    سلام حانیه جانم :)
    ممنووووونم :*
    یکجور خیلی مرموزی اینجا رو بیشتر دوس دارم ;)
    خوشحالم موقع نساختنش من نبودم .. :)))
    یه چیزی ... چه بد که اینجا شکلک نداره 
    پاسخ:
    سرکارخانم مشغول کنکور بودن ...
    خب همه‌ی خوبی‌ها که برای یه نفر جمع نمیشه ... اینم ی مشکل خیلی کوچیک بیانِ :)

  • مهرداد ارسنجانی
  • من هم از تنها و تنها و تنها ترین چیزی که میترسم، از دست دادنه !
    اما نه از دست دادنِ هر چیزی.
    هنوز لینکِ دوستانِ بلاگفاییم رو پاک نکردم ، دوست دارم باور داشته باشم که بلاگفا به هوش میاد.
    پاسخ:
    خیرمقدم :)
    اصلا ما به هر چیزی دل نمیبندیم !
    لینک هاشون خود ب خود پاک شده و من هیچ بایگانی ازش ندارم .
  • مترسک ‌‌
  • خانم؟ شما خیلی با معرفتید! تنها جوابی که تونستم بدم لینک کردتون بود؛ باشد که مقبول واقع شود ;)
    پاسخ:
    این لطف شما رو میرسونه !
    باعث افتخار بنده است ؛ آمین ;)
    نمیدونم چند ساله مینویسی ولی سه سال پیش هم بلاگفا و اون شیرازی فلان فلان شده قاط زدن. خیلی ها لومدن بلاگ موندنی شدن البته بلاگ اون موقع این شکلی نبودا. همچین بدوی و بد جور هم متحجر بود. الان خوب شده. شمام به این چیزا فکر نکن. اینکه وبه. گاهی دفترهایمان هم تا ابد یاری نمیکنند و نیمه رهایمان میکنند زیر درخت خانه ی کبری اینا نابود میشوند. اینجا که مجازیست. دنبای واقعی هم ما را ترک میکند
    پاسخ:
    از 91 وبلاگ مینویسم قبلترش خاطره نویسی بود ، وبلاگ نویسی تجربه های بیشتری داشت.
    انگار خوب موقعی به بیان اومدم و روزهای خوبی دارم ؛)
    موافقم ، گاهی برای شروعی دوباره باید بعضی خاطرات را دور ریخت ‌!
    خیر مقدم فراوان .